دوست من، بعضی وقتا تقصیر تو نیست!

روایت من از نصب CentOS 7 روی VirtualBox در اوبونتو 18.10

یه پروژه ای داشتم که می بایست دوتا CentOS روی VirtualBox می آوردم بالا، به هر کدوم ip می دادم، MariaDB نصب می کردم و سیستم به گونه ای master/slave همدیگه باشن که اگه یکیشون down شد اطلاعات روی اون یکی ثبت بشه.

خوب، من VirtualBox رو از software center نصب و پس از اون به سایت centos.org مراجعه و از یکی از میرورر ها یه توزیع مینیمال دانلود کردم(md5sum هم گرفتم که مشکلی نداشته باشه و فایلم مطابق با هش iso بود).

قبلا در ویندزد 😁 توی vmware یه اوبونتو آورده بودم بالا و با فرآیند آشنا بودم. مثل تمام نصب های دیگه به سیستم منابع رو دادم و توزیع رو مشخص و فایل iso رو هم به VD دادم و آماده نصب شدم.

ولی وقتی روی start زدم به من این خطا رو داد.


FATAL: No bootable medium found! System halted.

اون فیتال اررور رو کپی کردم گوگل و این راهنما برام آمد. مشکل این بنده خدا عدم پیدا کردن فایل iso توسط VirtualBox بود منم طبق راهنمایی ها رفتم جلو و به هر دری زدم که سیستم iso رو بشناسه:

فلشم رو bootable کردم.
یا فایل iso رو روی فلش dd زدم.
حتی رفتم 5000 تومن دادم 2 تا DVD (سال 87 که من دبیرستان بودم می خریدم دونه‌ای 50 تومن و پک 50 تاییش 16000 تومن) و ios رو رایت کردم ولی باز هم همون خطا رو می داد. (یه بنده خدای دیگه هم این مشکل رو داشت و تیک passtrough نزده بود /* می خواهم بگم همه‌اش رو امتحان کردم.*/)

یواش یواش داشت اعصابم رو خورد می کرد و هیچ راهی هم نداشتم، توی گروه های تلگرامی هم گذاشتم که متاسفانه راه به جایی نبرد 😔

در اون لحضه یاد اپزود 86 رادیو گیک جادی افتادم، اون قسمتش که اون آقای خبرنگار گفت :

برنامه‌نویس ها توی سیلیکن ولی تنها و منزوی هستن. اون ها روزی 9-8 ساعت تو شرکت کد می زنن و بعد که میان خونه دوباره سرشون تو کامپیوتره و دارن دنبال دنبال باگ های کدهاشون می گردن.
با خودم گفتم این چه زندگیه که ما داریم 😕 بعدش یه خورده فوحش به زمین و زمون دادم 🤬 و یه خورده دیگه هم این ور و اونور کردم ولی باز هم نشد که نشد.

من قبلا تو نصب اوبونتو 17.10 مشکل نگرفتن md5sum رو داشتم و با خودم گفتم جهنم. بگذار یکی دیگه دانلود کنم.

فایل iso اول 805 مگ بود

با کمال تعجب دیدم این یکی 962 مگ 😐

دانلودش کردم و بفرما درست شد.

می دونی، بعضی وقت ها یه چیزهایی تو زندگی هست که تقصیر تو نیست. با وجود اینکه اعتقادی به قضا و قدر ندارم و معتقدم ما خودمون آینده‌مون رو می سازیم (فارغ از جبر جغرافیایی و اجتماعی) ولی فکر کنم این یکی دیگه شانس من بوده. اون iso جدیده رو هم شانسی دانلود کردم و شانسی هم اوکی شد.

نکته فلسفی این مقاله برای من :

تو این چهار روز، از صبح که بیدار می شدم و سر کار، فکرم مشغول دلیل نصب نشدن OS بود. تا 1 شب بیدار بودم و صبحش 7 بلند می شدم. می دونستم باید ارائه وب‌معنایی رو برای لاگ آماده کنم و 1 اسفند سمینار دارم؛ عصری که داشتم این مطلب رو می نوشتم پیش خودم فکر کردم «من گیکم، گیکِ گیک! درست مثل اون برنامه‌نویس‌ها توی اپزود 86» و یه جورایی با این قضیه حال می کنم 🤭

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در c0de برچسب خورده با ،

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

74 − = 64